قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

639

خلاصة التواريخ ( فارسى )

و از غزليات آن ملكى صفات نيز اين ابيات نوشته شد . شعر « 1 » : گر صد جفا كشم ز خط مشكبوى او * حاشا كه آورم سر مويى به روى او صد ره به سوى غير نظر مىكنم ز بيم * يكره اگر نظاره كنم من به سوى « 2 » او دست كسى به دامن وصلش نمىرسد * ورنه كرا « 3 » كه نيست بدل آرزوى او * * * هرگه به زبانم گذرد « 4 » نام جدايى « 5 » * بى خود شوم از هيبت ايام جدايى « 6 » بيرون نرود تا دم مرگ از دل عاشق * لطفى « 7 » كه كند يار « 8 » به هنگام جدايى « 9 » سوزد جگر خيل ملك ز آتش آهش « 10 » * چون ناله كند سوختهء شام جدايى غافل مشو از مرغ دل سوخته جاهى « 11 » * چون دانهء وصل است بهر دام جدايى « 12 » * * * ( « 13 » چه لذت است ندانم جفا و جور ترا * كه دمبدم به تو افزون شود محبت من رقيب گرم سخن بود پيش از آمدنم * خموش گشت مگر مىنمود غيبت من * * * رحمى نكرد بر من بد مهرى زمانه « 14 » * آخر فكند دورم زان خاك آستانه آن مه « 15 » كه بر اسيران دانسته مىكند لطف * حال مرا ندانم دانسته است يا نه « 16 » * * * آخر اين ظلم و ستم بر خاكساران بگذرد * جور اغيار و تغافلهاى ياران بگذرد * پاكدامان « 17 » و حجاب آلودى * تو كجا و من بد نام كجا * باعث نوميدى اهل وفاست * اين كه « 18 » با ما بىوفائى مىكى ايدل از هر دو جهان بيگانه باش * چونكه با ما « 19 » آشنايى مىكنى ) « 20 »

--> ( 1 ) - ن : غزل . ب ، م : ندارد ( 2 ) - ن : به روى او . م : « او » ندارد ( 3 ) - م : كر ( 4 ) - مز : گذ گذرد ( 5 ) - م : خداى ( 6 ) - م : جداى ( 7 ) - ب ، م ، ن : لطف ( 8 ) - ن : باز ( 9 ) - م : جداى ( 10 ) - م ، ن : آهت ( 11 ) - ب ، ن : جانى ( 12 ) - ن : رباعى ( 13 ) - در نسخهء « ن » بين الهلالين ( 14 ) - م : اين زمانه ( 15 ) - م : نامه با ( 16 ) - ب : بيت ( 17 ) - ب ، م : با گدايان ( 18 ) - م : ايكه ( 19 ) - مز : « ما » ندارد ( 20 ) - بين الهلالين در نسخهء « ن » نيست